ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

289

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) حتما سنگسار كنيد . [ 1 ] » سعيد مىگويد : هنوز ماه ذى حجه تمام نشده بود كه عمر زخمى و كشته شد . عمرو بن عاصم از ابو اشهب ، از حسن بصرى نقل مىكند * عمر بن خطاب مىگفته است : خدايا سالخورده شده‌ام و استخوان من نرم شده است و مىترسم رعيت من متفرق شوند ، خدايا تا ناتوان و سرزنش نشده‌ام مرا به سوى خود فرو گير . عفان بن مسلم هم با سلسله اسناد خود همين روايت را نقل مىكند . محمد بن اسماعيل بن ابو فديك يك مدنى از هشام بن سعد ، از سعيد بن ابى هلال نقل مىكند * عمر بن خطاب روز جمعه‌اى براى مردم خطبه خواند ، نخست حمد و ثناى خدا را به جا آورد و بعد گفت : اى مردم من خوابى ديده‌ام كه دليل بر فرا رسيدن مرگ من است ، در خواب ديدم كه خروس قرمزى دو بار مرا منقار زد و چون خواب خود را با اسماء بنت عميس گفتم ، گفت : مردى از ايرانيان مرا خواهد كشت . عارم بن فضل هم از حماد بن زيد ، از ايوب ، از محمد همين روايت را خلاصه‌تر از عمر نقل مىكند . عمرو بن عاصم كلابى ، عمرو بن هيثم ، شبابة بن سوار همگى از قتادة ، از سالم بن ابو الجعد ، از معدان بن ابو طلحه يعمرى نقل مىكنند * عمر بن خطاب روز جمعه‌اى براى مردم خطبه خواند و ضمن ياد كردن از پيامبر ( ص ) و ابو بكر گفت : خواب ديدم خروسى مرا منقار زد و اين را دليل بر نزديك بودن مرگ خود مىدانم . برخى از مردم به من پيشنهاد مىكنند خليفه‌اى تعيين كنم ولى خداوند متعال هرگز دين خود و خلافت را ضايع و تباه نمىكند و سوگند به خدا كه اگر مرگ من فرا رسيد خلافت با مشورت اين شش تن كه رسول خدا ( ص ) از آنان در حالى كه خشنود بود درگذشت خواهد بود ، و مىدانم كه گروهى از مردم پس از من در اين كار طعنه خواهند زد ، من با اين دست خود طبق دستور اسلام آنان را مىزنم و مىگويم كه اگر چنان كنند آنان كافر و گمراه خواهند بود . و سپس براى من مسأله كلاله بسيار مهم بود چنان كه مكرر براى فهم آن به پيامبر ( ص ) مراجعه كردم و در هيچ مسأله آن قدر به رسول خدا ( ص ) مراجعه نكرده‌ام و پيامبر ( ص ) هم در هيچ مورد خشونتى را كه در آن مورد نسبت به من انجام داد ، انجام نداده بود چنان كه با انگشت خود به شكم من زد و فرمود : اى عمر در مورد حكم كلاله آيهء آخر سورهء نساء براى تو كافى

--> [ 1 ] . عمر مدعى بوده است كه اين آيه قرآن است و هيأت نظارت بر جمع قرآن اين ادعاى او را نپذيرفته است براى اطلاع بيشتر ، رك : حضرت آيت الله العظمى سيد ابو القاسم خويى ( ره ) ، البيان ، ص 220 . - م .